کشکول مدرسه

خرید بک لینک
قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بیدار شدیم... لباس فرم پوشیدیم... صبحانه خورده و نخورده... خواب و بیدار... خوشحال یا ناراحت ...با ذوق یا به زور... راه افتادیم به سمت مدرسهقرار بود با سواد شویمروی نیمکت های چوبی نشستیمصدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل یک پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیمقرار بود با سواد شویمبند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیمگفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گ کشکول مدرسه...

ما را در سایت کشکول مدرسه دنبال می‌کنید

برچسب: قرار بود با صدای پویا بیاتی,قرار بود همین شب قرارمان باشد,رمان قرار بود مادر بشم اما,قرار بود میزان رای ملت باشد,قرار بود قرار هم باشیم,قرار بود تکیه گاه باشی,قرار بود فقط بیقرار من باشی,قرار بود آن مرد رفته باشد,ما قرار بود فرشته باشیم, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 11:47

تاجری پسرش را برای آموختن «راز خوشبختی» نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی میکرد.به جای اینکه با یک مرد مقدس روبه رو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم میخورد، فروشندگان وارد و خارج میشدند، مردم در گوشهای گفتگو میکردند، ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی مینواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیها لذیذ چیده شده بود. خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد.خردمند با دقت به سخنا کشکول مدرسه...

ما را در سایت کشکول مدرسه دنبال می‌کنید

برچسب: راز خوشبختی, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 11:47

صفحه بندی